سفارش تبلیغ
صبا

تشنه کام

شعر

صدای قافله

صدای قافله از دور میرسد گاهی

هنوز ما نده ز داغ محرمت آهی

چه حیف رفت بهار تمام هیات ها

خدا کند که نباشد به غیر از آن ماهی

برای چشم عزادار روضه بس باشد

بریدن سر حیوان . تلظی ماهی

هزار مرتبه گشم ولی نشد پیدا

غریب و بی کس تنها تر از شما شاهی

برای شعر نمانده شبیه بی بی ها

بجز عبور و گذشتن ز قتلگه راهی

عطش اگر چه امانت بریده بود آقا

چه غم که کوثر عد نی و خون اللهی

برا ی دیدن جا پای مادرت زهرا

مدد بده که بیایم حرم سحرگاهی

دعا کنم که شوم گردوخاک شش گوشه

به گنبدت بگذارم اگر که می خواهی

تو روی عرش نشستی وشاهدم در فرش

چه جایگاه بلندی چه دست کوتاهی



[ سه شنبه 91/9/28 ] [ 8:6 عصر ] [ محسن مقیسه ] نظر
آقا سلام

امشب برای گریه تو هستی بهانه ام

زانو بغل، چو کودکیم کنج خانه ام

 

بی تو فلوت و نای نی و آه و ناله ام

با تو سرود و چنگ و سه تار و ترانه ام

 

هر شب برای دیدنتان گریه میکنم

چشمان پر شراب و خمارم نشانه ام

 

چیزی نمانده بود که هدیه بیاورم

خالی زحُسن گشته تمام خزانه ام

 

میسازمش اگرکه شوم زاغ شهر قم

مابین جمکران و حرم آشیانه ام

 

این کوله را بگیر و به من پرچمی بده

سنگین شده گناه و سیاهی به شانه ام

 

گرچه جواب می رسد و گوش من کر است

از من قبول کن ادب مخلصانه ام



[ یکشنبه 91/9/26 ] [ 11:59 صبح ] [ محسن مقیسه ] نظر
نذر شماست

نذر شماست روز و شب این گریه های من

بذر شماست ریشه شده لا به لای من

 

 

اشکی که ریخت زینب تو پای مقتلت

دریا شده رسیده نم آن به پای من

 

 

از تله زینبیه رسد صوت یا حسین

گم گشته در تلاطم ناله صدای من

 

 

حال و هوای کرببلا کرده این دلم

فهمیده ام که کرده دل تو هوای من

 

 

ناکام آن جوان که حرم را ندیده است

کرببلا و ندیدن و مردن خدای من

 

 

ای زائران قبله دل جان فاطمه

خالی کنید در حرم دوست جای من

 

 

دارد زبان و قلب من این صوت دم بدم

ای مرکز زمین زمان کرببلای من



[ شنبه 91/9/25 ] [ 3:55 عصر ] [ محسن مقیسه ] نظر
زینبیه

شب هم ز عفاف چادرت حیران است

جبرییل به درگاه شما دربان است

 

 

ایوب که صبر پیش او زانو زد

عمری است که در کار تو سرگردان است

 

هر کس که فقط گفت حسینی هستم

جنت به سر سفره تو مهمان است

 

 

شام است که با وجودتان فردوس است

بی تو به خدا بهشت هم زندان است

 

 

در مرکز پادگان تان بی بی جان 

عباس به احترامتان دژبان است

 

 

در لشگر خادمانتان یوسف هم

سردار نه سرگرد نه یک ستوان است

 

 

خورشید ندیده بود رویت هرگز

از شوکتتان خاک و زمین لرزان است

 

 

افتاده گره به کرببلا رفتنمان 

با یک نگهت واشدنش آسان است



[ شنبه 91/9/18 ] [ 1:51 عصر ] [ محسن مقیسه ] نظر
خواهش خورشید

ماه از نفست به تابش  افتاد  دلش

ساحل  ز دمت به کاهش افتاد دلش

لب تشنه ز بس که نور باریدی تو

خورشید زخون به خواهش افتاد دلش



[ شنبه 91/9/18 ] [ 1:40 عصر ] [ محسن مقیسه ] نظر
یا زینب

بنده است زینب ولی کار خدایی می کند

 بر سلاطین جهان فرمانروایی می کند

مشکل ما را به یک نیمه نگه حل می کند

او که از نصرانیان مشکل گشایی می کند

روز محشر موزه ای از عشق برپا می شود

 تا خدا از صبر زینب رو نمایی می کند

 حضرت مریم گرچه عابدی بی مثل بود

 در مقام رتبه از زینب گدایی می کند

 مست مجنون حسین بن علی تنها یکی است

 او که سر می بیند و سرا فدایی می کند

قلب ما را نام ثارا... هوایی کرده است

 نام زینب قلب مولا را هوایی می کند

 باز مشهد رفتم آقا براتم را نداد

عاقبت زینب مرا کرببلایی می کند



[ شنبه 91/9/18 ] [ 1:2 عصر ] [ محسن مقیسه ] نظر
به مناسبت سالگرد تخریب حرم امامن عسکریین

ضریح شش گوشه آقامون امام عسگری

حالا شده تلی ز خاک ، خدا بسه دربه دری

وقتشه دیگه آقامون برای هم عهدی بیاد

همه با هم دعا کنیم اربابمون مهدی بیاد

 



[ شنبه 91/9/18 ] [ 9:19 صبح ] [ محسن مقیسه ] نظر
بیا

با این همه جنگ و آتش و دود بیا

خشکیده لبان تشنه رود بیا

دیدی که در آزمایش غیبت تو

آلوده تر از پیش شدم، زود بیا

 

یا مهدی



[ چهارشنبه 91/9/15 ] [ 9:40 صبح ] [ محسن مقیسه ] نظر

::