سفارش تبلیغ
صبا

تشنه کام

شعر

دریای ادب

گر لب نزدی به آب دریا عباس

دریای ادب میان لب های تو بود

 

حیف تو چشم های زینب کش تو

بی بی همه دم محو تماشای توبود

 

حتی ادب از تو با ادب شد آقا

خلق اادب از گرد کف پای تو بود

 

هرچند تویی گل پسر ام بنین

ته چهره فاطمه به سیمای تو بود

 

نازد به توان بازوانت حیدر

عباس شگفت این معمای تو بود

 

زیباست اگر چه حضرت ثارلله

با این همه مست روی زیبای تو بود

 

دیدم که شبی برات من منتظر

یک مهر حسین و نم امضای تو بود



[ پنج شنبه 92/3/23 ] [ 3:48 عصر ] [ محسن مقیسه ] نظر
عید حسین

عید ارباب بر همه عزیزان مبارک. هدیه بنده یک بند از ترکیب بند میلاد آقا

 

ای پادشاه عالم امکان حسین من

ای جلوگاه حضرت سبحان حسین من

 

تا تربتت به زیر زبانم نهاده اند

آن دم گرفته ام ز خدا جان حسین من

 

بی شک شروع خلقت ما خاک کربلاست

آیا شوی تو نقطه پایان حسین من

 

می خواند زینبت شب آخر به خیمه ها

با هر کلام و آیه قرآن حسین من

 

تو در جنین تکلم عیسی نموده ای

می گفت فاطمه به تو هر آن حسین من

 

ما کوفیان تشنه دگر جان به لب شدیم

کن یک دعا به خاطر باران حسین من

 

نام حسین سر در عرش خدا حک است

عید حسین بر همه عالم مبارک است



[ سه شنبه 92/3/21 ] [ 8:14 عصر ] [ محسن مقیسه ] نظر
بتکان عبای خود را

شده ام خموش وساکت پس ازاین درازگویی

که صدای دلنشینت برسد مرا ز سویی

 

همه عمر سر نهادم به امید کار فردا

خجلم چرا نرفتم ز پیت به جستجویی

 

تو ترا نهء بهاری و نه گل که باغ نرگس

و منم چو لاله پر داغ و نمانده رنگ و رویی

 

پر می خمت ولیکن ز میت چگونه نوشم

تو بریز سا قیا می نبود مرا سبویی

 

مکشم به هر سرایی به امید دیدن خود

بتکان عبای خود را و بکش مرا به بویی

 

همه آسمان ثنایت همه مه رخان به پایت

چه عجیب کس ندا ند که تو از کدام کویی

 

 

 

 



[ جمعه 92/3/10 ] [ 6:11 عصر ] [ محسن مقیسه ] نظر
خیزرانه ها

السلام علیک یا عقیله العرب

 

دارد نشانه ای زهمه بی نشانه ها

غم دیده بیشتر زتمام زمانه ها

 

می آورد زکرببلا از برای شام

یک کاروان نهضت خون روی شانه ها

 

میخواندهم صدای برادرنوای کهف

دربین دست و هلهله ها و ترانه ها

 

باغش که سوخت،لاله که پژمردوباغبان

حالادلش خوش است به رشدجوانه ها

 

نیلوفر سه سالهء باغش که خشک شد

درآن خرابه کاشت گوهر از خزانه ها

 

باور نمیکند که به بازار می رود

اما زنان کافر شامی به خانه ها

 

معجرنداشت حنجرحیدرصفت که داشت

میزد زهر کلام به ظالم زبانه ها

 

زینب کجا وبزم شراب و سری به طشت

زد سر به محمل از غم آن خیزرانه ها



[ یکشنبه 92/3/5 ] [ 12:0 صبح ] [ محسن مقیسه ] نظر
کوثر بنوشیم

عید مولا بر همه عزیزان مبارک

این شعر رو هم سال پیش در حرم خود آقا سرودم که به مدد خودشون هر بیتش دارای دو قافیه شد که تقدیم شما میکنم

 

یک تکه از انگورهای آن ضریحت

آقا بده تا چشمه کوثر بنوشیم

 

یک تکه از سبزی روی قبر خودر ا

آقا بده تا جامه ای دیگر بپوشیم

 

گردی ز خاک پای خود را توتیا کن

تا فخر بر عالم ز چشم تر فروشیم

 

ما را به خود مشغول کن تا اندکی هم

در جستجوی لوءلوء و گوهر بکوشیم

 

ساقی لبالب کن ز می پیمانه ما

یا اینکه ما را می نما بهتر بجوشیم

 

آقا دعا بهر ظهور مهدیت کن

تا در پی اش با صوت یا حیدر خروشیم

 

 

 



[ پنج شنبه 92/3/2 ] [ 6:37 عصر ] [ محسن مقیسه ] نظر
رئوفی نیست مانند رضا

ان شاالله راهیه مشهدم نائب الزیاره همه هستم

این شعرم دفعه پیش تو حرم گفتم پیشکش حضرت علی بن موسی علیه سلام

 

کشیده از ازل بر دور من خط امان خویش

نهاده بر سرم آن دست های مهربان خویش

 

رئوفی نیست مانند رضا در عالم امکان

سگی مثل مرا ره داده بین آهوان خویش

 

دوصد گل دارد آقا درمیان باغ خود اما

سفارش کرده خاری چون مرا بر باغبان خویش

 

ورودی حرم بردم به لب نام جوادش را

یقین دارم مرا بخشید آقا بر جوان خویش

 

نگویید از چه رو اینجا چراغان و بقی خاموش

خجالت میکشد آقا ز ام بی نشان خویش

 

نمی خواهم بهشتی را که درآن نیست آقایم

رضایی کن مرا و جا بده کنج جنان خویش

 

کبوتر از سرم خیلی زیادی هست آقاجان

مرا گرد و غباری کن به گرد آسمان خویش

 

دلم را زد دگر طعم خوراکی های این دنیا

نمک پرورده ام یک تکه ام ده تو ز نان خویش

 



[ دوشنبه 92/2/23 ] [ 3:21 عصر ] [ محسن مقیسه ] نظر
هیئتی ها نخوانند

گشته دلم خسته ز دوری تو

 صابرم امّا به صبوری تو

بندِ دلم بسته به تار موته

بنده هرشب تو روبروته

اومده ام درد دل افشا کنم

سفره دردامو برات وا کنم

اون قدیما چه روضه هایی داشتیم

تو دلامون عشق تورو می کاشتیم

چشم همه منتظر شما بود

بیرون روضه هم خدا با ما بود

یکی یه شب خواب شما رو می دید

یا که صدای مادرو می شنید

بوی حرم تو هیئتا می پیچید

مادرتون گلهای مارو میچید

به بچّه های پاکمون صفا داد

بال پریدن توی جبهه ها داد

سینه زن هیئتمون شهید شد

جسم پاکش تو کرخه ناپدید شد

قدیمیا حال وهوایی داشتن

یادش بخیر چه روضه هایی داشتن

هفته ای رو به انتظار میشستن

چشماشونو رو هر گناه می بستن

به عشق اینکه شما هم ببینید

مثل شهیدا اونارو بچینید

کبوترای سینه سرخ هیئت

سینه هاشون خونی میشد زغیرت

تا که کسی سلام میداد به آقا

میشد دلا هوایی کربلا

اسم حسین(ع) خودش یه روضه ای بود

هیئتامون خودش یه حوزه ای بود

سینه زدن همراه معرفت بود

هیئتی بودنم یه جور صفت بود

ظاهرو باطن همه خدایی

اسم همه نبوده کربلایی

هیئتامون حالا شده یه بازی

کاری نداریم که تو هستی راضی

فکر همه سبکای اون ور آب

تو شب تاریکیم به اسم آفتاب

فکر اینیم تعدادمون زیاده

با چند نفر بازارمون کساده

تو شورمون می گیم حسینی هستیم

گرچه همیشه دلتُ شکستیم

صدای خوب معیار خوب و بده

هیئتی اونه که خودش رو زده

لطمه زدن بازی بچّه ها شد

گمون کنم آقا زما جدا شد

تو روضه ها از تو نشون نداریم

سایه مادری کمون نداریم

نشونی این که ز ما گسستی

رو ما در شهید شدن رو بستی

شده همه گناهامون یه عادت

تو هیئتم نمی کشیم خجالت

وقت زیادی که خواب ندیدیم

فقط تو رو توی خیال کشیدیم

ریا تو کارامون شده فراوون

نمیاد اشکمون تو روضه آسون

حسینی بودن برامون شعاره

روزی بدون تو خدا نیاره

شرمنده ام که یاوری نداری

تا که کنار کعبه پا بذاری

می گیم همش منتظرت نشستیم

تو خلوتا عهدامونُ شکستیم

غُصّه نخور ارباب مهربونم

یه روز میام تو هیئتت می مونم

می خوام آقا تو هیئتت پاک بشم

به زیر پای نوکرات خاک بشم

خوب یا بدم هنوز آقا گداتم

برای کربلا بده براتم



[ یکشنبه 92/2/22 ] [ 7:42 عصر ] [ محسن مقیسه ] نظر
عطر نسیم

 

هنوز عطر نسیمت مرا تکان میداد

به سینه پرچم تو قبله را نشان میداد

 

برای سینه زنی تا محرمی دیگر

میان هفته شبی را به ما زمان میداد

 

کسی به خواب خوشش دید مادرت زهرا

به زائران شب جمعه ات امان میداد

 

به زیر گنبد زردت هر آنچه دل میخواست

به احترام گلویت خدا همان میداد

 

ز باغ سیب حسینی به سفرهء دلها

طفیل خاک شما آب. عشق و نان میداد

 

کرم چقدر که جسمت غروب عاشورا

کمی ز دست خودش را به سارابان میداد

 

به روی نیزه سرت بود سایهء خود را

به روی سوختهء دختری کمان میداد

 

نگاه غرق غمت بود آنچه در کوفه

به قلب پر غم زینب دوباره جان میداد

 

تو کربلا و من اینجا میان شور حسین

هنوز عطر نسیمت مرا تکان میداد



[ پنج شنبه 92/2/19 ] [ 10:30 صبح ] [ محسن مقیسه ] نظر
نبش قبر کن

 

به حرمت یار باوفای امیر المومنین علی علیه السلام((( حجر بن عدی)))

ای دل نظر به یار نهان پشت ابر کن

آقا ز راه میرسد ای شیعه صبر کن

حجریم ما و عاشق حیدر بیا عدو

ما را به جرم عشق علی نبش قبر کن

 

 



[ چهارشنبه 92/2/18 ] [ 12:26 عصر ] [ محسن مقیسه ] نظر
آقا نیا

آقا نیا اینجا کسی فکر شما نیست

دیگر کسی ذکر لبش آقا بیا نیست

دیروز میرفتم ولی عصر و شنیدم

اوضاع ارزو سکه گویا روبرا نیست

سی درصد است بهره ، ببخشید اشتباه است

این سود بانکی بود آقا جان ربا نیست

شرمنده ام که روضه خلو ت بود آقا

رونق به هیات نیست وقتی که غذا نیست

شرمنده ام شک کردم و فهمیدم این را

هرکس لباس دین بپوشد مقتدا نیست

خاکی فراوان روی قرآن ها نشسته

وقت سحر دیگر صدای ربنا نیست

کورش برای ماست  ، احمد از عرب هاست

ایرانیان مهدی که قوم وخویش ما نیست

آقا بگو شهری که مملو از گناه است

 آیا سزایش ابتلای در بلا نیست



[ یکشنبه 92/2/15 ] [ 9:56 صبح ] [ محسن مقیسه ] نظر

:: مطالب قدیمی‌تر >>