سفارش تبلیغ
صبا ویژن

تشنه کام

شعر

یا الله

چون اشک نشسته ام در اعماق نگاه

چون ماه، ولی فتاده ام در دل چاه

چون میوه نارسیده از روی درخت

افتادم و پا خورم همی در سر راه

آرام در انتهای یک جنگل سبز

خشکیدم و حال گشته ام تخته سیاه

خوشحال که بر سر کسی جا دارم

غافل که غبار گشته ام روی کلاه

مانند عقاب تک پریدم در اوج

سردار بدون یار و بی فوج سپاه

پر نور ولی ستاره ای پنهانم

از بس که نشسته ام به نزدیکی ماه

مستم ز می و حدم نگردد جاری

جاری شده ام میان این سیل گناه

سی سال گذشت و حاصلم شد یک آه

حالا تو بگیر دست من یا الله



[ سه شنبه 91/10/5 ] [ 8:38 صبح ] [ محسن مقیسه ] نظر